ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
280
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
( ثالثا ) يا حسد وى را بر آثار مذموم ظاهر وا نمىدارد ، و به علاوه اگر در دل خود طبعا تمايلى به زوال نعمت محسود احساس كند آن را مكروه دارد و از آن ناخشنود و بر خود خشمناك باشد و با خود مبارزه كند . در اين صورت بر او گناهى نخواهد بود ، زيرا در مقابل ميلى كه از جهت طبع به زوال نعمت محسود دارد از جهت عقل به مبارزه برمىخيزد و آن را ناپسند و مكروه مىدارد ، و در واقع با اين كار آنچه بر او واجب بوده بجا آورده است . و امّا اصل ميل طبيعى غالبا تحت اختيار در نمىآيد ، زيرا دگرگون ساختن طبع به نحوى كه نيكوكار و بدكار در نزد او يكسان باشد و نعمت و بلا و راحت و رنج براى او فرقى نكند كار هر كسى نيست و آبشخورى نيست كه هر كسى بتواند به آن دست يابد . آرى هر كه پرتو معرفت پروردگار بر دلش تابيده ، و جانش به انوار حب و انس او روشن شده ، و در درياى محبّت خداى تعالى مستغرق و از عشق او واله و مدهوش گشته ، و از ارتباط خاصّى كه بين علَّت و معلول و خالق و مخلوق است آگاهى يافته و آن را نيرومندترين بستگى دانسته ، و آنگاه يقين كرده باشد كه همهء موجودات رشحه اى از رشحات وجود او و جميع كاينات صادر از فيض وجود اويند ، و تمامى ممكنات از يك پستان شير مكيدهاند ، و حقايق عالم كون از آبشخور وحدت حقيقى آب رحمت وجود نوشيدهاند - چنين كسى كارش به جائى مىرسد كه ديگر به جزئيات و تفاصيل احوال مردم توجه و التفات ندارد ، بلكه همه را با يك چشم مىنگرد ، و آن چشم رحمت است ، و همه را بندگان خدا و فعل او مىبيند ، و جملگى را مسخّر او مىداند ، و ديگر چيزى را با چشم ناخشنودى و بدى ملاحظه نمىكند ، اگر چه هر گونه بليّه و گرفتارى از آن به او برسد ، زيرا به هر كه و به هر چه مىنگرد از خود وى غافل است ، و نسبت و انتسابش را به خداى سبحان در نظر مىگيرد ، و همه در انتساب به او يكسانند . مطلب ديگر اين است كه بعضى بر اين عقيدهاند كه حسد تا به مرحلهء عمل نرسد و آثارش بر جوارح آشكار نشود گناه نيست ، و بنا بر اين حسد حرام منحصر است به قسم اول . دليل اينان حديث نبوى است كه ذكر كرديم : « سه چيز است كه مؤمن از آنها جدا نمىشود : حسد . . . » ، و اين حديث ديگر از آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم : « سه چيز است كه براى مؤمن راه بيرون شدن و خلاصى از آنها هست ، و راه